بایگانی دسته بندی "ابوریحان"

سرخ کردن یکی از رایج ترین روش های پخت و پز در آشپزی هست. نکته کلیدی برای یک سرخ کردن خوب هستفاده از درجه حرارت بسیار به همراهلا برای پخت و پز و سرعت به همراهلای پخت آن می به همراهشد.چرا روغن در هنگام سرخ کردن غذا مهم هست

از آنجایی که سرخ کردن به معنای تهیه غذا در حرارت زیاد هست، مهم هست که روغنی را انتخاب کنید که نقطه دود به همراهلا داشته به همراهشد. اگر این کار را نکنید، روغن سوخته می شود و کل ظرف را خراب خواهد کرد.شما هرگز نمی بینید که مردم از کره برای سرخ کردن غذاهای خود هستفاده کنند زیرا کره مانند برخی از روغن ها نقطه دود بسیار کمتری نسبت به روغن های آشپزی دارد.
هنگامی که روغن به نقطه دود یا به همراهلاتر از آن می رسد شروع به دود کردن می کند که یک طعم تلخ به غذا خواهد داد. علاوه بر این، به دلیل اینکه ساختارهای مولکولی روغن شکسته می شود، می تواند مواد سرطان زایی تولید کند.



روغن هایی به همراه بیشترین نقطه دود

آشپزها معمولا از روغن سویا، روغن نبه همراهتی یا روغن به همراهدام زمینی هستفاده می کنند که همه آنها دارای نقطه دود به همراهلا هستند و بهترین روغن برای سرخ کردنی می به همراهشند. روغن به همراهدام زمینی معمولا یک عطر و بوی دلپذیر دارد و نه تنها برای سرخ کردن، بلکه برای سرخ کردن عمیق مناسب هست. روغن کانولا که دارای نقطه دود به همراهلا هست اما عطر و طعم بی نظیری نیز دارد که انتخاب خوبی محسوب می شود. روغن های دیگری که می توانید هستفاده کنید شامل روغن ذرت، سویا و روغن نارگیل می به همراهشد.
همچنین می توانید از روغن زیتون برای سرخ کردن هستفاده کنید. امروزه خانواده های بیشتری مایل به داشتن زندگی سالم هستند و طبخ غذا به همراه هستفاده روغن زیتون در خانواده ها بسیار محبوب شده هست.
اگر از روغن زیتون در پخت و پز خود هستفاده می کنید، لطفا این را به همراه روغن فوق العاده زیتون اشتبه همراهه نگیرید. روغن زیتون فوق العاده دارای نقطه دود بسیار کم به همراه عطر و طعم قوی هست که آن را به گزینه ای کاملا نامناسب برای سرخ کردن تبدیل می کند.
یکی دیگر از روغن هایی که برای سرخ کردن و سرخ کردن عمیق هستفاده می شود، روغن دانه انگور هست.
روغن دانه انگور از هسته انگور بعد از اینکه شراب آن کشیده می شود بدست می آید. روغن انگور دارای عطر و طعم واضح و نقطه دود به همراهلا (۴۲۰ F یا ۱۹۵ C) هست. روغن دانه انگور دارای مزایای سلامتی مشابهی به روغن زیتون هست، اما بدون عطر و طعم هست.

فهرست روغن های به همراه نقطه دود به همراهلا

  • روغن گلرنگ (۵۱۰F / 265C)
  • روغن سبوس برنج (۴۹۰F / 260C)
  • روغن زیتون سبک / تصفیه شده (۴۶۵F / 240C)
  • روغن سویا (۴۵۰F / 230C)
  • روغن به همراهدام زمینی (۴۵۰F / 230C)
  • روغن ذرت (۴۵۰F / 230C)
  • روغن نبه همراهتی (۴۰۰-۴۵۰F / 205-230C)
  • روغن آفتابگردان (۴۴۰F / 225C)
  • روغن دانه انگور (۳۹۰F/195C)

سالم ترین روغن ها

بنابراین بهترین روغن سالم برای سرخ کردنی ، کدام روغن می به همراهشد؟ هر دو روغن کانولا و روغن زیتون دارای مقادیر کمی از چربی اشبه همراهع ناسالم و مقادیر به همراهلای چربی های نیمه اشبه همراهع سالم هستند. دانشمندان بر این به همراهورند که چربی های نیمه اشبه همراهع به همراهعث کاهش کلسترول بد (LDL) می شوند که به همراهعث مسدود شدن شریان ها شده و به همراهعث ایجاد بیماری قلبی یا سکته مغزی شوند، در حالی که افزایش سطح کلسترول خوب (HDL) به همراهعث کاهش کلسترول در شریان ها می شود.
روغن دانه انگور دارای مقادیر اندک چربی اشبه همراهع و مقادیر به همراهلای چربی اشبه همراهع نشده هست که دانشمندان معتقدند می تواند به افزایش سطح HDL)) نیز کمک کند. روغن دانه انگور همچنین منبع خوبی از اسید لینولئیک هست که یک نوع اسید چرب ضروری هست مانند اسیدهای چرب امگا ۳ موجود در ماهی سالمون هست و نمی تواند توسط بدن ما ساخته شود و فقط به همراهید از طریق غذاهای آن به بدن برسد.
آیا روغن کنجد می تواند به عنوان بهترین روغن برای سرخ کردنی هستفاده شود؟ روغن کنجد نقطه دود بسیار کمی دارد بنابراین ما به طور کلی از آن برای سرخ کردن هستفاده نمی کنیم. برخی از غذاها از روغن کنجد تفت داده شده، برای سرخ کردن مواد تشکیل دهنده مانند سه فنجان سینه مرغ هستفاده می کنند.
اما وقتی روغن کنجد تفت داده شده را گرم می کنید، به همراهید بسیار مراقب به همراهشید. آن را خیلی حرارت ندهید، در غیر این صورت آن را سوزانده و طعم بسیار تلخی به غذای شما خواهد داد. در اغلب موارد در آشپزی، روغن کنجد فقط برای چاشنی یا اضافه کردن به ظروف سرخ شده در پایان پخت و پز هستفاده می شود.
نکات بیشتری در خصوص سرخ کردن
انتخاب نهایی روغن به شما بستگی دارد و البته قیمت، در دسترس بودن و سلیقه شخصی شما در تصمیم شما نقش مهمی ایفا خواهد کرد. هنگامی که روغن خود را انتخاب کرده اید، به نکات زیر توجه کنید:

  • قبل از گرمایش روغن، تمام مواد اولیه خود را برش دهید. در اینصورت هنگامی که روغن داغ شد، شما می توانید به سرعت و در حرارت به همراهلا آنها را به روغن اضافه کرده و هم بزنید.
  • ایده خوبی هست که ابتدا گوشت یا مرغ خود را طبخ کنید و سپس آن را کنار بگذارید؛ به این ترتیب شما می توانید مطمئن به همراهشید که آن کاملا پخته شده هست.
  • مواد تشکیل دهنده را بر اساس مقدار زمان لازم برای طبخ آنها اضافه کنید. به عنوان مثال، بروکلی به همراهید قبل از کلم برگ ها به ماهیتابه اضافه شوند.
  • مواد را در حین سرخ شدن مدام هم بزنید. اگر آن را ساکن نگه دارید در نهایت به همراهچیزی شبیه به خورشت مواجه خواهید شد.
admin بدون نظر ادامه مطلب

دکتر حسن بنیانیان: حجم زیادی از عدم اجرای قوانین را در دولت‌ها داریم که معمولا نوبت به سیهست‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی نمی‌رسد.

گروه فرهنگی مجمع ابوریحان-امیرمحمد واعظی؛ این روز‌ها که ایام سالروز تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به دست امام خمینی (ره) هست به سراغ یکی از اعضای فعال و پرتلاش شورا رفتیم تا عملکرد شورا را زیر ذره‌بین ببریم. دکتر حسن بنیانیان به همراه سابقه طولانی مدت فعالیت مدیریتی در کشور، حالا ۹ سالی هست که مسئول کمیسیون مهندسی فرهنگی و پیوست نگاری دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی هست. دکتر بنیانیان به همراه صبر و حوصله و لهجه شیرین اصفهانی به همراه ما همراه شدند و به سوالات دانشجویی ما پاسخ دادند.

برای اجرای مصوبه همراهت شورا ضمانت اجرایی وجود ندارد/ نخبگان اجرای قانون را از دولت مطالبه کنند
شورای عالی انقلاب فرهنگی در دهه شصت تشکیل شده هست. ابتدائا چه هدفی از تاسیس آن وجود داشت و چطور شد که به این ۲۳ موردی که حضرت آقا اشاره می‌کنند، افزایش پیدا کرد؟

اگر بخواهیم پاسخ این سوال را به طور دقیق بدهیم، به همراهید تحلیل عمیق‌تری نسبت به مقوله فرهنگ کرد. چرا که فرهنگ محصول شکل گیری جامعه هست و فرهنگ بر همه ما محاط هست، برای اینکه ما فردیم و اجزای جامعه را تشکیل می‌دهیم. حالا وقتی به همراه نگاه فردی به فرهنگ نگاه می‌کنیم، دانش، تجربه و گرایشات شخصی‌مان، در فهم و تلقی ما از فرهنگ مشارکت می‌کند. همین پدیده موجب می‌شود که شما بیش از ۵۰۰ تعریف از نظریه‌پردازان و دانشمندان مشهور دربه همراهره فرهنگ داشته به همراهشید؛ وگرنه از یک کاسب محل هم که بپرسید فرهنگ یعنی چه؟ او هم متناسب به همراه موقعیت و شغل خودش یک تلقی از فرهنگ به شما ارائه می‌دهد.

حالا این مسئله موجب شده هست که به همراه آمدن آدم‌ها در رشته‌های مختلف که یکی اقتصاد، یکی سیهست، دیگری مهندسی عمران و … می‌خواند، فرهنگ در ذهن‌ها تقلیل پیدا بکند و در حد شعائر دینی و یا کالای هنری فهم شود و تا کلمه فرهنگ را به کار می‌برید، فرهنگ کوچک شود و وقتی می‌خواهیم فرهنگ را توضیح دهیم هرکسی به همراه تعریف تقلیل یافته‌ای که در ذهن دارد، حرف‌های شما را نپیذرد و شما را متهم کند به کلی گویی و آرمان‌گرایی و …؛ بنابراین در ابتدای هر مصاحبه‌ای در حوزه فرهنگ، ما به همراهید تعریفی از فرهنگ ارائه بدهیم و بر اساس این تعریف به همراهقی حرف‌هایمان را تنظیم کنیم.

حالا این تعریف را در نقشه مهندسی فرهنگی، من عرض می‌کنم که بعد از ۳ جلسه بحث جدی بر روی آن تفاهم کردیم که «فرهنگ نظام‌واره‌ای هست از اعتقادات، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری پایدار، نماد‌ها و مصنوعات که ادراکات ما را می‌سازد و هویت جامعه را تشکیل می‌دهد.» در این تعریف، فرهنگ در کنار اقتصاد و سیهست و مسائل نظامی نیست بلکه ماهیتی هست که در همه عرصه‌های مذکور حضور و جریان دارد.

حال اگر این را پذیرفتید پاسخ سوال شما این هست که وقتی شما مدل مردم‌سالاری را در اداره جامعه می‌پذیرید و رای تک‌تک مردم در شکل‌گیری دولت و سیهست‌هایش مداخله می‌کند، به طور طبیعی مسائل مستمر و بلند مدت، از صحنه نیازهای روزمره غایب می‌شود. امام (ره) خیلی زود این را متوجه شدند که ما گفته‌ایم فردی به عنوان نخست‌وزیر یا رییس جمهور، زیر نظر نمایندگان مجلس جامعه را اداره کند و این نمایندگان مجلس بر اساس مراجعات روزمره مردم، مسائل مسکن و غذا و پوشاک و بهداشت و … مسئله‌شان هست و کسی دغدغه مسائل فرهنگی بلند مدت به همراه این تعریفی که از فرهنگ ارائه دادیم را ندارد و ما به همراهید بیاییم و جمعی از نخبگان و دلسوزان را دور هم جمع کنیم و بگوییم که حالا که این محلس کارش مسائل روزمره هست، شما بنشینید مسائل بلند مدت‌تر جامعه را که اصل اهداف مهست، رصد کنید و به همراهلای سر دولت‌ها به آن‌ها تذکر دهید؛ بنابراین ابتدائا به همراه شکل‌گیری ستاد انقلاب فرهنگی که ماموریت داشت مسائل روزمره و بحرانی دانشگاه را حل و فصل بکند، 

برای اجرای مصوبه همراهت شورا ضمانت اجرایی وجود ندارد/ نخبگان اجرای قانون را از دولت مطالبه کنند
پس از اینکه این‌ها کار خود را در سال ۵۹ شروع کردند و آثار خوبی از خودشان به جا گذاشتند، در سال ۶۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان امام تشکیل شد و بعد که انتقال رهبری از امام به حضرت آقا اتفاق افتاد، در سال ۷۵ ایشان ترکیب را کامل کردند ترکیب جامعی متشکل از سرای سه قوه و جمعی از وزرایی که ارتبه همراهط مستقیم به همراه فرهنگ داشتند، مثل وزیر ارشاد، آموزش پرورش و علوم به شورا اضافه شدند و یک ترکیبی از افراد حقیقی از نخبگان انتخاب کردند و شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفت. ماموریت اصلی این شورا، طبیعتا در چهارچوب‌های کلان به عنوان سیهست‌های حرکتی در حوزه علم و فرهنگ هست.

فرمودید که شورای عالی انقلاب فرهنگی یک تعداد عضو حقوقی دارد، از قبیل: رییس جمهور و وزیر ارشاد و …. این اعضای حقوقی چقدر به شورا اعتنا می‌کنند؟ فکری برای اجرای مصوبه همراهت شورا می‌کنند یا نه؟ یا لااقل در جلسات شرکت می‌کنند؟

در جلسات که شرکت می‌کنند، در بحث‌ها هم حضور فعالی دارند. این سوال از آن‌جا ناشی می‌شود که ما در کشورمان به دلیل بروز و ظهور مشکلات، به نظر شما می‌رسد که اکثر مدیران ارشد منفعلند. یعنی مسئله‌ای پیش می‌آید و بعد می‌خواهند آن مسئله را حل بکنند و بنابراین احساس می‌کنید به سیهست‌های تصویبی شورا بی‌توجهی می‌شود. پاسخ این سوال این هست که این امر نسبی‌هست.

بعضی از این شخصیت‌های حقوقی توجه بیشتری دارند که بسته به میزان اِشراف و فعال بودنشان در امر مدیریت، یعنی می‌خواهند وزارت خانه‌شان را بر اساس برنامه اداره کنند و وقتی می‌خواهند آن برنامه را بنویسند، به طور طبیعی هم خودشان و هم مشاورینشان به اسناد به همراهلادستی مراجعه می‌کنند. اولین سندی که مثلا وزارت ارشاد به همراهید به آن مراجعه کند، می‌شود سند مهندسی فرهنگی و یا اگر وزیر آموزش و پرورش از انفعال در برابر کمبودهایش خارج شد و خوهست که برنامه‌ای برای حرکت خودش تنظیم کند، اولین سندی که به آن می‌رسد، سند بنیادین تحول آموزش و پرورش هست، که این‌جا این سند ضمانت اجرایی پیدا می‌کند.

برای اجرای مصوبه همراهت شورا ضمانت اجرایی وجود ندارد/ نخبگان اجرای قانون را از دولت مطالبه کنند

اما اگر وزیر آموزش و پرورش در تنگنای محدودیت مالی و امکانات بودجه‌ای و اقتصادی به همراهشد، طبیعتا نوبت به اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش هم نمی‌رسد. نه تنها سیهست‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی، بلکه سیهست‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام و سند برنامه توسعه که مجلس تصویبش می‌کند، همگی بر روی زمین می‌مانند.

البته بین این مواردی که فرمودید تفاوت وجود دارد، مثلا اگر قانونی اجرا نشود، مجلس توان هستیضاح وزیر، پرسش از رییس‌جمهور و امثالهم را دارد. آیا شورای عالی انقلاب فرهنگی هم چنین توانی را دارد؟ اصلا شورا ابزار پیگیری دارد؟

ببینید، اگر قانونی اجرا نشد، مجلس یک‌سری ضمانت‌های اجرایی قوی‌تری وجود دارد. وقتی امری تبدیل به قانون می‌شود دیوان محاسبه همراهت، سازمان به همراهزرسی کل کشور و برنامه بودجه که بودجه را در دست دارد، ضمانت‌های اجرایی بسیار قوی‌تری هستند برای قوانین مجلس در حالی که برای سیهست‌های تصویبی شورای عالی انقلاب فرهنگی، این ضمانت‌ها وجود ندارد. البته سازمان به همراهزرسی کشور می‌تواند هستناد بکند و از دولت‌ها مطالبه بکند، ولی این کمتر پیش می‌آید، چون حجم زیادی از عدم اجرای قوانین را در دولت‌ها داریم که معمولا نوبت به سیهست‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی نمی‌رسد.

می‌خواهم بگویم دغدغه شما، دغدغه درستی هست که بخشی از سیهست‌های مصوب شورا، ضمانت اجرایی لازم را ندارد. اگر مقام معظم رهبری، به مجلس خبرگان، یا دانشجویان و نخبگان می‌گویند شما به همراهید از دولت‌ها مطالبه داشته‌به همراهشید این مطالبه همراهت بیشتر در حوزه مسائل بلند مدت جامعه از جمله فرهنگ و علم هست وگرنه توده مردم هم که راجع به گرانی از دولت‌ها مطالبه می‌کنند. یعنی بیشتر نخبگان به همراهید این مطالبه‌گری را از دولت‌ها داشته به همراهشند.

admin بدون نظر ادامه مطلب


هر ساله میلیون‌ها مسلمان برای انجام مناسک حج، عازم مکه می‌شوند. زیارتی که توسط حضرت محمد (ص) انجام می شده هست. آیینی که نماد امتحان‌های حضرت ابراهیم هست.

حج چه موقع انجام می‌شود

نخستین روز از زیارت مسلمانان به مکه، در تقویم اسلامی، در روز هشتم ماه قمری ذی‌الجه شروع می‌شود و به طور سنتی طول ماه‌های قمری فقط پس از مشاهده ماه در روز ۲۹ ماه گذشته تایید می‌شود.

از آنجایی که ماه در ۲۱ آگوست دیده نشد، اولین روز از ماه قمری ذی‌الحجه، ۲۳ آگوست خواهد بود، بنابراین این مراسم به همراهید در ۳۰ آگوست آغاز شود.

دادگاه عالی قضایی در عربستان سعودی، پس از بررسی گزارش‌های ماه، تاریخ حج و عید قربه همراهن را اعلام می‌کند.

چه کسانی به حج می‌روند

عربستان سعودی به ازای هر یک میلیون نفر، به هر کشور ۱۰۰۰ ظرفیت برای حج می‌دهد. امسال بیشترین تعداد زائران مربوط به کشور اندونزی به همراه ۲۲۱٫۰۰۰ زائر بود.

چرا مسلمانان به حج می‌روند

حج برای مسلمانان، تداعی زیارت وداع پیامبر (ص) به مکه در سال ۶۳۲ میلادی هست. حج ستون پنجم و نهایی اسلام هست، اما فقط برای کسانی واجب هست که هستطاعت مالی و جسمی سفر و انجام اعمال را دارند.

مسلمانان، حج را به همراه هدف تزکیه روح خود و احیای رابطه خود به همراه خدا انجام می‌دهند و همچنین عهد و میثاق میان مسلمانان را تقویت می‌کند؛ چراکه زائران از هر چهار گوشه زمین برای زیارت می‌آیند.

یکی از جنبه‌های مهم این مراسم مذهبی این هست که کلیه نشانه‌های طبقاتی، مالی و مادیت را از میان برمی‌دارد، به همین دلیل زائران در هنگام زیارت، پارچه‌های سفید ساده را به عنوان لبه همراهس می‌پوشند. مردان دو قطعه پارچه سفید به نام لبه همراهس احرام، که به معنی حرمت و منع هست به دور خود می‌پیچند.

حج به زمان حضرت ابراهیم به همراهز می‌گردد. مسلمانان معتقدند که او کعبه، ساختاری مکعبی که به عنوان مرکز گردهمایی عبه همراهدت‌کنندگان در نظر گرفته شده بوده را همراه به همراه پسرش اسماعیل ساخته هست.

مسملانان چطور اعمال حج را انجام می‌دهند

۱. ورود به احرام: وضعیتی مقدس که شامل کنترل غرایز پست نظیر خشم و حفظ پاکی می‌شود.
۲. رفتن به منا: ناحیه‌ای خارج از مکه، جایی که در چادر مانده و روزهای عرفه را به نماز و عبه همراهدت می‌گذرانند.
۳٫ گذراندن روز عرفه: زائران به صحرای عرفات رفته و وقت خود را تا غروب به دعا و عبه همراهدت سپری می‌کنند.

۴٫ گذراندن شب در مشعرالحرام: زائران در مسیر به همراهزگشت به منا، در مکانی به نام مزدلفه (muzdalifah) توقف می‌کند، نماز مغرب و عشا را خوانده و برای مراسم دیگری سنگریزه جمع می‌کنند.

۵٫ جشن گرفتن عید قربه همراهن: در طول حج، زائران می‌توانند برای قربه همراهنی کردن گوسفند هزینه پرداخت کنند یا به منطقه خاصی در خارج از مکه بروند که در مراسم نمادین شرکت کنند.

۶٫ پرتاب سنگریزه به طرف جمرات: این اقدام نشان دهنده یکی دیگر از امتحانات خداوند از حضرت هست. مسلمانان معتقدند هنگامی که حضرت ابراهیم در راه مکانی بود که می‌خوهست حضرت اسماعیل را در آن قربه همراهنی کند، شیطان تلاش کرد تا او را از انجام این کار منصرف کند، اما ابراهیم به سمت شیطان سنگ پرتاب کرده هست.
۷٫ طواف کعبه: چرخیدن به دور کعبه به همراه دعا و ذکر خدا.

حج چه مدت طول می‌کشد

حج از هشتم ذی‌الحجه شورع شده و به مدت پنج تا شش روز طول می‌کشد.
نهم ذی‌الحجه به عنوان روز عرفه شناخته می‌شود، و عید قربه همراهن، یکی از مهم‌ترین جشن‌های اسلام، هست.

برای [مشاهده ی لینک ها فقط برای اعضا امکان پذیر هست. ] روی کلمه کلیک کنید.

admin بدون نظر ادامه مطلب

سوز سرمای شب‌ها و روزهای آخر پاییز، لذت آخر هفته را چند برابر می‌کند. در این ایام سرد ، بسته پیشنهادی آخر پاییزیِ این آخر هفته می‌تواند حال‌مان را بهتر کند. رهستی خودتان را برای شمردن جوجه‌ها آماده کرده‌اید؟

گروه فرهنگی مجمع ابوریحان-صالح سلطانی سوز سرمای شب‌ها و روزهای آخر پاییز، لذت آخر هفته را چند
برابر می‌کند. در این ایام سرد ، بسته پیشنهادی آخر پاییزیِ این آخر هفته می‌تواند
حال‌مان را بهتر کند. رهستی خودتان را
برای شمردن جوجه‌ها آماده کرده‌اید؟

کتاب هفته: قیدار

قلم رضا امیرخانی از آن قلم‌هایی هست تعریف و تمجید لازم
ندارد. نویسنده خوش‌قلم و جوان، اگرچه شش سال هست اثر جدیدی روانه به همراهزار نشر نکرده
اما به همراه همان آثار قبلی هم در صدر علاقه‌مندی‌های عاشفان ادبیات قرار دارد. «قیدار»
آخرین کتاب اوست. اثری که در سال ۹۰ منتشر شد و حکایت زندگی مردی جوانمرد در سال‌های
میانی دهه پنجاه هست. 

آخر‌هفته‌ای به همراه بوی شمارش جوجه‌ها!/ پیش به سوی فهرست مقدس

زبه همراهن و لحن روایت
کتاب، مثل همه آثار قبلی امیرخانی، خاص خودش هست. آمیخته به کلمات سنگین و نثر
مسجعی که البته فهمیدنش سخت نیست، اما پی‌بردن به لایه‌های زیرین رمانش را سخت
کرده. امیرخانی در این کتاب، منش و سلوک یک مرد «به همراه مرام» را حکایت کرده. حکایتی
که به همراه خرده-دهستان‌ها و اتفاقات غیرمنتظره‌اش، حسابی خواندنی از آب در آمده.
خواندن قیدار در این عصرها و شب‌های کشدار پاییزی، یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز برای
همه عاشقان ادبیات و همه دوست‌داران رضا امیرخانی هست.

آخر‌هفته‌ای به همراه بوی شمارش جوجه‌ها!/ پیش به سوی فهرست مقدس

فیلم هفته: فهرست مقدس

تصویر ما از پدیده‌ای به نام «انیمیشن ایرانی» به کارتون‌های
دوبعدی و مات سال‌های دهه شصت، و یا دست‌به همراهلا به تولیدات متوسط و ناکافی موسسه «صبه همراه» به همراهز می‌گردد. در همه این سال‌ها
اما جوانانی که دغدغه تولید انیمیشن خوب و هستاندارد داشته‌اند، به همراه تلاش‌ها و
پیگیری‌های گسترده‌شان یکی دو محصول خوب و تراز برای صنعت انیمیشن ایران به یادگار
گذاشته‌اند. «فهرست مقدس» تولید مرکز اوج یکی از این خوب‌ههست. انیمیشنی خاص و
خلاقانه که یک هفته‌ای هست روی پرده سینماهای کشور رفته. دهستان این انیمیشن مربوط
به دوران پیش از ظهور اسلام و قتل عام مسیحیان در شهر «نجران» توسط حکام یهودی هست
که در آیات ابتدایی سوره مبه همراهرکه «بروج» به آن اشاره شده.

آخر‌هفته‌ای به همراه بوی شمارش جوجه‌ها!/ پیش به سوی فهرست مقدس

ریتم و روند انیمیشن خوب هست و خلاقیت در هستفاده از شخصیت‌های
نیمه حیوان-نیمه انسان، کار را برای گروه سنی کودک و نوجوان مناسب‌تر کرده. گذشته
از برخی ضعف‌های تکنیکی و سناریوی معمولی، کلیت کار حتماً ارزش تماشای خانوادگی را
دارد. خلاقیت تیم سازنده در تمام اجزای اثر، چه در انتخاب سوژه و چه در تیتراژ پایانی به چشم
می‌خورد. تماشای اولین نشانه‌های امیدبخش در صنعت انیمیشن کشور را نبه همراهید از دست
داد.

آخر‌هفته‌ای به همراه بوی شمارش جوجه‌ها!/ پیش به سوی فهرست مقدس

کانال هفته: دهستان شب

کانال این هفته مان، یاد پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های قدیمی
را زنده کرده. در دورانی که قصه‌شنیدن از بزرگ‌ترها تقریبه همراهٌ یک رویای دست‎‌نیافتنی
هست، جوان‌های دهستان شب، هر شب یک دهستان کوتاه را می‌خوانند و روی کانال‌شان
قرار می‌دهند. دهستان‌هایی مختصر و مفید و در فضاهایی شبیه دهستان‌های «همشهری
دهستان». به همراه همان سبکی که در آن‌ها «فرم خوب» از هر چیزی مهم‌تر هست. این کانال
برای تکرار تجربه‌های شیرین قدیمی و «شنیدن» قصه اکیدا قابل پیشنهاد هست. تجربه‌اش
در این شب‌های منتهی به شب یلدا را از دست ندهید.

آخر‌هفته‌ای به همراه بوی شمارش جوجه‌ها!/ پیش به سوی فهرست مقدس

اپلیکیشن هفته: RAR

حالا که دیگر
تلگرام خانه اول و آخر همه مجازیست‌ههست و این پیام‌رسان نقش همه چیز را به همراهزی می‌کند،
هستفاده از گوشی آرام آرام جای کامپیوتر و لپ‌تاپ را می‌گیرد و انتقال قابلیت‌های
«سیستم» به «گوشی» اولویت پیدا می‌کند. اپ این هفته مان چنین کاری را می‌کند. تخصص
RAR به همراهز کرد فایل‌های
ZIP روی گوشی‌های
اندروید هست. کاری که هنوز خود تلگرام نتوانسته آن را انجام دهد تا به همراهز کردن
ZIP ها برای کاربران موبه همراهیل
کاری سخت به همراهشد. دانلود
RAR از کافه‌به همراهزار اما این مشکل را حل می‌کند و نیاز به کامپیوتر و لپ‌تاپ
را از چیزی که هست هم کمتر می‌کند.

admin بدون نظر ادامه مطلب

نماینده مردم تبریز به همراه بیان اینکه طرح تحول نظام سلامت اعتبه همراهر و بودجه مشخص دارد، گفت: بنابراین دولت به همراهید منابع درآمدی این طرح را از محل تعیین شده تامین کند و در چارچوب قانون عمل نماید.

محمد اسماعیل سعیدی نماینده مردم تبریز در گفت‌وگو به همراه خبرنگار مجمع ابوریحان به همراه اشاره به اظهارات اخیر رئیس دفتر رئیس جمهور مبنی بر اینکه منابع حاصل از حذف یارانه بگیران به طرح تحول سلامت تخصیص خواهد یافت اظهار داشت: قانون هدفمندی یارانه‌ها کاملا روشن هست در این قانون آورده شده که به همراهید سهمی از یارانه‌ها به توانمندی اقشار آسیب پذیر جامعه تخصیص داده شود و بخش دیگر برای حمایت از تولید کشور در اختیار این بخش و حوزه های کشاورزی و صنعت داده شود.

وی افزود: بنابراین هرگونه تصمیم دولت در ارتبه همراهط به همراه قانون هدفمندی یارانه‌ها به همراهید در چارچوب قانون به همراهشد.

سعیدی به همراه بیان اینکه طرح تحول نظام سلامت  اعتبه همراهر و بودجه مشخص دارد، ادامه داد: دولت به همراهید منابع درآمدی این طرح را از محل تعیین شده تامین کند و در چارچوب قانون عمل نماید.

وی در پایان خاطر نشان کرد: طرح تحول سلامت علی رغم مشکلات و نواقصی که دارد طرح بسیار مهمی هست که دولت به همراهید به همراه حل مشکلات آن را  به سرانجام برسد.

admin بدون نظر ادامه مطلب

چهار مرحله اصلی تحلیل و بررسی سئو سایت رقبه همراه


یک از به همراه اهمیت ترین فرآیند های سئوی هر وبسایتی بررسی و تحلیل سایت های رقیب می به همراهشد. به همراه توجه به این فرآیند اهداف سئو سایت شما تعیین خواهد شد و هستراتژی های کلی سایتتان تدوین می شود.

به همراه توجه به حوزه فعالیت و اهداف کسب و کارتان، این تحلیل می‌تواند بسیار پیچیده به همراهشد. چرا؟ زیرا عوامل و فاکتورهای بسیاری وجود دارند که در هنگام تحلیل و بررسی سئو سایت رقیب به همراهید در نظر گرفته شوند؛ و اگر رهستش را بخواهید در حال حاضر این فاکتورها، بیش‌تر از هر زمان دیگری هستند.

چهار مرحله اصلی تحلیل و بررسی سئو سایت رقبه همراه

تحلیل و بررسی سئو سایت‌های رقبه همراه به ۴ مرحله اصلی تقسیم می‌شود:

۱٫ رقبه همراهی به همراهلقوه خود را در سئو شناسایی کنید

این فاز اولیه بسیار مهم هست. مخصوصاً اگر قصد شروع سئو و بهینه‌سازی سایت برای یک شخص یا سازمانی را دارید که چندان به همراه فعالیتش آشنایی ندارید. به همین دلیل، مجبورید روند شناسایی رقبه همراهی خود را از مرحله صفر مطلق! آغاز کنید. مهم هست به این نکته اشاره کنیم که رقبه همراهی شما تنها وب‌سایت‌ها یا سازمان‌هایی نیستند که این نوع خدمات، محتوا یا کالا را عرضه می‌کنند، بلکه هر وب‌سایتی که به همراه کلمات کلیدی مشابه در نتایج جستجو قرار دارد، رقیب شما محسوب می‌شود.
۲٫ وضعیت سئوی رقبه همراهی‌تان را بررسی و تایید کنید

همین که رقبه همراهی به همراهلقوه خود را شناسایی کردید، زمان آن هست که ببینید کدام یکی واقعاً رقیب شمهست و کدام یکی نیست. برای انجام این کار شما می‌توانید آن دسته از وب‌سایت‌هایی که برای کلمات کلیدی هدف شما رتبه گرفته‌اند، فیلتر کرده و در نهایت، آن‌ها را شناسایی کنید. علاوه بر این، در این مرحله خواهید توانست به همراه تحقیق کلمات کلیدی، فهرست کلمات کلیدی مطلوب خود را طولانی‌تر کنید. برای انجام این تحقیق، به همراهید از منابعی فراتر از رقبه همراهی خود و داده‌های حاصل از جستجوی طبیعی‌ هستفاده کنید. برای مثال منابع و کلمات کلیدی که شما و رقبه همراهیتان هیچ کدام برایشان رتبه‌ای به دست نیاورده‌اید، می‌توانند فرصت‌هایی هستثنایی برای بهبود وضعیت سئو شما به همراهشند.
۳٫ وضعیت وب‌سایت‌تان را به همراه رقبه همراهی‌ خود مقایسه کنید

حال که رقبه همراهی خود را شناسایی کرده‌اید وکلمات کلیدی اصلی خود را می‌شناسید، زمان آن رسیده که سایت‌تان را به همراه سایت‌های رقیب مقایسه کنید. برای این کار شما به همراهید تمامی داده‌های موجود را جمع‌آوری کرده و کلمات کلیدی خود را بر اساس اولویت دسته‌بندی کنید.

فرآیند کار شامل بررسی چگالی کلمات کلیدی، ارتبه همراهط کلمات کلیدی به همراه موضوع، رتبه فعلی، میزان جستجوی کلمات کلیدی، صفحات رتبه‌بندی شده، میزان محبوبیت لینک‌ها، بهینه‌سازی محتوا و مشخصات صفحات هست.
۴٫ کلمات کلیدی اصلی وب‌سایت خود را انتخاب کنید

سرانجام زمان آن هست که داده‌های جمع‌آوری شدۀ خود و رقبه همراهیتان را بررسی کنید، به صورتی که بهترین کلمه کلیدی برای فرآیند سئو در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت پیدا شود. کلمات کلیدی شما به همراهید بیشترین محبوبیت، حجم جستجو و سودآوری را داشته به همراهشند. بهترین نقطه شروع کلماتی هستند که برایشان رتبه خوبی را به دست آورده‌اید زیرا این کلمات کلیدی نقاط قوت شما هستند.

ابزارها و منابع تحقیق

admin بدون نظر ادامه مطلب

ساعت در منزل این مادر و پدر شهید انگار متوقف شده بود و اصلا متوجه گذر زمان نبودیم. ساعت انگار در منزل آن‌ها از قبل از ظهر تاسوعای سال ۹۴ متوقف شده بود…

گروه دانشگاه مجمع ابوریحان-زینب امیدی، «اگر ایران می‌خوهست در جنگ سوریه دخالتی بکند فکر می‌کنم جنگ سوریه به دو ماه هم طول نمی‌کشید.» این روز‌ها صحبت هایش مدام بین مردم مرور می‌شود، مخصوصا پس از صحبت‌های سردار سلیمانی که وعده صادق داده بود کار داعش دو سه ماهی دیگر تمام هست این دو ماه همان دو ماهی هست که یار سردار به آن اشاره می‌کند.

من عاشقش بودم…


مصطفی صدرزاده در میان شهدای مدافع حرم به واسطه اینکه در قالب یک تبعه افغان به سوریه اعزام شده بود دارای وجه تمایز هست و البته صحبت‌های سردار دل‌ها در خصوص او که می‌گوید: من عاشق مصطفی بودم.

تصمیم می‌گیرم راهی خانه پدری چنین پسری شوم تا دهستان خیلی چیز‌ها را از زبه همراهن آن‌ها روایت کنم. دهستان «سیدابراهیم» فرمانده ایرانی گردان عمار لشکر فاطمیون. در راه مدام، جملات مستند روایت نصر را مرور می‌کنم که درست گفته اند، اگر سید شهیدان اهل قلم حالا و در زمان مبه همراهرزان یاران آخر الزمان بود به همراهید به جای روایت فتح از روایت نصر می‌نوشت. روایت ناصران دین حسین علیه السلام روایت زندگی امثال مصطفی قهرمان دهستان ما.

 

در حال تکمیل// 
قرار ملاقات را تلفنی به همراه پدر شهید می‌گذارم. ساعت ۱۴ مقابل درب خانه ایم. از قبل مطلع شدم که فاطمه دختر ۹ ساله آقا مصطفی هم امروز آنجهست وارد که می‌شوم سادگی خانه آن قدر چشم نواز هست که آرام می‌گیری عکس آقا مصطفی روی اوپن آشپزخانه جاخوش کرده هست در واقع هر جای خانه که بنشینی عکس را می‌بینی.

تصمیم می‌گیرم کودکی را به همراه مادر شروع کنم. مقابلم می‌نشیند به او می‌گویم کودکی شهید صدرزاده، چگونه بود به همراهلاخره گاهی اوقات به خاطر شرایط جنگ حاج آقا نبود و قطعا سختی هایی را متحمل شده اید می‌خواهم تا برایم از آن روز‌ها بگوید.

مادر می‌گوید مصطفی فرزند سوم و پسر دوم خانواده هست. مصطفی از همان ابتدا خیلی پسر شلوغ و شیطانی بود در سن دو سالگی شیطنت هایش کاملا این را نشان می‌داد جوری بود که به همراهید چهار دانگ حواسم را به او جمع می‌کردم چرا که به یک چشم بر هم زدن کار دست خودش می‌داد. مانی که مصطفی به دنیا آمد سال ۶۵ زمان جنگ بود پدر او جبهه بود و ما اهواز ساکن بودیم بعضی اوقات دو هفته دو هفته پدر بچه‌ها را نمی‌دیدم و مسئولیت آن‌ها تماما بر دوش من بود.

خاطرم هست مصطفی سه سال داشت و آن روز طبق روال هر سال در خانه مادرم برای ظهر تاسوعا روضه انداخته بودند در مجلس روضه نشسته بودیم که یک دفعه خانمی در را به همراهز کرد و هراسان گفت: موتوری زد بچه تان را کشت. من می‌دانستم که این بچه، بچه خودم هست، چون مصطفی خیلی شیطنت داشت.

مصطفی را از سه سالگی نذر حضرت عبه همراهس کرده بودم


حالم زیر و رو شد طوری که نشستم و نتوانستم تا دم در بروم همین که چشمم به کتیبه یا ابوالفضل العبه همراهس خورد گفتم یا حضرت عبه همراهس مصطفی من را نگاه دار او را سربه همراهزت می‌کنم این اتفاق دقیقا یک ربع قبل از ظهر تاسوعا افتاد این نذر چیزی بود بین خودم و خدای خودم حتی به پدرش هم نگفته بودم، اما برای سلامتی مصطفی هر سال روز تاسوعا شیر پخش می‌کردیم در روضه خانه مادرم.

این ماجرا گذشت تا مصطفی ۱۷ ساله شد روزی پیش من آمد گفت: مامان یک هیئت بنا کردم خیلی خوشحال شدم و از او اسم هیئت را پرسیدم. مصطفی گفت: اسم هیئت ابوالفضل العبه همراهس هست. من خیلی خوشحال شدم و اشک در چشمانم حلقه بست. آن موقع بود که ماجرای نذرم را برای پسرم تعریف کردم.

 

در حال تکمیل//

زمان صدام وقتی روز عاشورا بمب گذاری کردند، مصطفی هم کربلا بود پیش خودم گفتم آقا مصطفی حتما آنجا بوده و شهید شده، چون مدت طولانی هم زمان برد تا از او خبردار شدیم. همان جا پیش خودم گفتم حضرت عبه همراهس من واقعا دوست داشتم پسرم سربه همراهزت شود حالا درست هست اگر در این بمب گذاری شهید شده به همراهشد اجر به همراهلایی دارد، اما من دوست داشتم سربه همراهزت به همراهشد.

از نذرم پشیمان نیستم


لحن صدای مادر مصطفی کمی آرام‌تر می‌شود صدایش می‌لرزد و می‌گوید:


من واقعا از دل و جان او را نذر کرده بودم. پشیمان هم نیستم. زمانی که خبر شهادت مصطفی را به من دادند همان شب از حضرت زینب سلام الله علی‌ها تشکر کردم که نذرم را قبول کردند.

بغض مادر سخت گلویش را می‌فشارد حتی خیس بودن چشم‌ها لحظه‌ای من را نیز سخت درگیر خود می‌کند، اما هر دو مصاحبه را ادامه می‌دهیم.

مادر ادامه می‌دهد: این نذر را به همراه تمام وجودم کرده بودم و خوشحالم از اینکه من و پسرم را قبول کردند. حضرت زینب سلام الله علی‌ها پسرم را به عنوان سربه همراهز برادرش پذیرفت. ممنون شان هستم.

 

 

ماجرای خواب شهید صدرزاده در خصوص تشییع پیکر یک شهید در مسجد محله شان و نوری که از تابوت آن شهید به آسمان می‌رفته ذهن هر کسی را معطوف جزئیاتش می‌کند. به مادر می‌گویم ماجرای این خواب چیست؟

مادر می‌گوید زمانی که مصطفی این خواب را در خصوص مسجد محل دیده بود، مسجد هنوز ساخته نشده بود مصطفی از سن ۱۴، ۱۵ سالگی جزو کسانی بود که برای ساخت مسجد کمک می‌کرد؛ چه از لحاظ کارگری کردن برای ساخت که نخواهند هزینه‌ای را متقبل شوند و چه از طریق جمع آوری پول در بهشت رضوان یا بهشت زهرای تهران.

نه مامان! نمی‌دونی برای خدا گدایی کردن چه لذتی داره


گاهی اوقات دوستانش سربه سرش می‌گذاشتند که مصطفی شغل جدید پیدا کردی و از این حرف ها. روزی به او گفتم پسرم ناراحت نمی‌شوی به تو این حرف‌ها را می‌زنند؟ به همراهلاخره پسری در این سن و سال اوج غرور را سپری می‌کند. مصطفی هم در جواب خیلی راحت گفت: نه مامان اتفاقا برای خدا گدایی کردن نمی‌دونی چه لذتی داره.

 

 در حال تکمیل//

مصطفی روزی برای عمه اش خوابی تعریف می‌کند که گویا خواب دیده بوده مسجد ساخته شده آن هم به همراه چه عظمتی و آنجا شهید آوردند تابوت را وسط مسجد گذاشتند و از این تابوت نور در آسمان می‌رود. جالب اینجهست که اولین شهیدی که در این مسجد تشییع شد خود مصطفی بود بعد از او هم سجاد عفتی.

مادر در پی سوالات من در خصوص اینکه چه طور شهید درس طلبگی را برای تحصیل انتخاب می‌کند فلش بکی به عقب می‌زند.

ماجرای علاقه مصطفی به درس طلبگی


مصطفی از کودکی به طلبگی علاقه‌مند بود که البته ریشه در خانواده دارد؛ چون جد پدری و جد مادری یعنی پدربزرگ خودم و پدرشان روحانی بودند. او خیلی علاقه داشت برای فرا گرفتن درس طلبگی به نجف برود. ما هم در این قضیه همراهی اش کردیم، ولی از آن طرف نپذیرفتند، چون زمان صدام بود و سخت گیری‌ها زیاد.

اما همین جا در حوزه امام جعفر صادق علیه السلام چهار سال درس طلبگی خواندند و چند ماهی هم مشهد رفت. اما به قول خودش گمشده‌ای داشت و دنبه همراهل گمشده اش بود. مصطفی تمام ذهنش درگیر کارهای فرهنگی بود و علاقه داشت در زمینه ادیان و عرفان از طریق کارهای فرهنگی به همراه بچه‌ها ارتبه همراهط برقرار کند اصلا بیشتر نیروهایش نوجوان بودند.

 

 


بیشتر کتاب هایی که مطالعه می‌کرد در خصوص شهدا بود. آن قدر زندگی شهدا را خوب خوانده بود که گویا به همراه آن‌ها زندگی کرده هست. بیشترین کتابی هم که هدیه می‌داد کتاب ابراهیم هادی بود.

بیشتر کتاب هایی که مطالعه می‌کرد در خصوص شهدا بود. آن قدر زندگی شهدا را خوب خوانده بود که گویا به همراه آن‌ها زندگی کرده هست. همیشه هم به بچه‌ها پیشنهاد می‌کرد در خصوص زندگی شهدا مطالعه داشته به همراهشند. بیشترین کتابی که هدیه می‌داد کتاب ابراهیم هادی بود.

مصطفی کلا آدمی بود که اهل تحقیق بود. مثلا در خصوص گردان عمار و فاطمیون طوری تحقیق کرده بود که افغانی‌ها به او می‌گفتند: ما آن قدر به اندازه تو مسلط نیستیم. مصطفی وقتی ۱۳، ۱۴ ساله بود طوری رفتار می‌کرد که همه می‌گفتند بیشتر از سنش رفتار می‌کند. وقتی ۱۷ ساله شد به او مسئولیت‌های سنگین محول می‌کردند و فرمانده پایگاه بسیج هم شده بود؛ دو هیئت و دو مسجد بنا کرد. یکی دو ماموریت قبل از شهادتش پارکی را سمت شهریار که تبدیل به مکان ناامنی برای خانواده‌ها شده بود درست کرد، پایگاه بسیج در آنجا زد و به لحاظ فرهنگی روی محیطش کار کرد. دو شهید هم در آن پارک دفن کرد و خلاصه آنجا را از این رو به آن رو کرد.

از مادر پرسیدم حالا که می‌گویید پسر را نذر حضرت عبه همراهس علیه السلام کرده اید هنگامی که آمد و تصمیمش را برای اعزام به سوریه گفت: چه واکنشی داشتید؟

 

در حال تکمیل//

عید فطر سال ۹۱ بود که بعد از نماز عید، عروسم برای رفتن به شمال خداحافظی کرد و گفت: راهی شمال هستیم. اما دیدم مصطفی نرفت و سمیه عروسم گفت: بعدا می‌آید. بعد از ظهر همان روز مصطفی به خانه آمد و گفت: مامان تمام کارهایم را برای رفتن به سوریه کرده ام.

آشپزی بلد نیستم، دیگ که بلدم بشورم!


در واقع بعدا متوجه شدیم تمام کارهایش را کرد و آن لحظه آخر ما را خبردار کرده بود. من برای اولین و آخرین به همراهر که ساکش را می‌بستم به او گفتم: مادر شما متاهل هستی من و پدرت از حق خودمان می‌گذریم و به راهی که می‌روی کاملا ایمان داریم. من مخالفتی نمی‌کنم، چون تو را نذر کرده ام، چون راهت راه درستی هست، اما خانومت را به همراهید راضی کنی. گفت: مامان اون حله. دو یا سه روز بعد از عید فطر به سوریه رفت.

حدود دو ماهی آنجا بود البته آن زمان به عنوان آشپز رفته بود گاهی به همراه او شوخی می‌کردم که مامان قربونت برم تو که بلد نیستی غذا درست کنی فکر نکنم تخم مرغ درست کردن هم بلد به همراهشی می‌گفت: مادر آشپزی بلد نیستم، دیگ که بلدم بشورم. اما برای دفعات بعدی برنامه اش عوض شد و به عنوان رزمنده رفت. البته آن موقع ایران به سوریه اعزام نیرو نداشت به همین خاطر مصطفی مجبور شد خود را به عنوان یک افغانستانی جا بزند. مصطفی هر کاری را که می‌خوهست انجام دهد و مطمئن بود حق هست، هیچ کس نمی‌توانست مانعش شود. او به سختی هر به همراهر از مرز عراق خود را به سوریه می‌رساند. یکی دو به همراهر شرایط رفت و آمدش را برای تعریف کرد، اما وقتی دید من خیلی ناراحت می‌شوم دیگر برایم تعریف نکرد.

عروسم گفت روز خوهستگاری مصطفی گفته همسنگر می‌خواهم


در میان حرف‌های مادر یاد خاطره‌ای از همسر شهید می‌افتم که می‌گفت: روز خوهستگاری مصطفی به من گفت: من همسنگر می‌خواهم. از مادر پرسیدم واکنش سمیه خانم به رفتن آقا مصطفی چگونه بود؟

مادر به همراه لبخند جواب می‌دهد: سمیه خانم هم یک بسیجی به تمام معنا بود. قطعا در نبود مصطفی و دو بچه سختی هم کشیده هست. مصطفی هشت به همراهر مجروح شد، اما هر به همراهر که می‌آمد مصمم‌تر از قبل می‌رفت.

روزی که خوهستگاری رفتیم طبق روال همه خوهستگاری‌ها گفتیم این دو جوان برای صحبت به همراه یکدیگر به اتاق بروند، اما صحبت شان ۱۰ دقیقه بیشتر طول نکشید. بعدا سمیه خانم برایم تعریف کرد مصطفی به من گفته همسنگر می‌خواهم. من هم گفتم الان که جنگ نیست! مصطفی آن زمان خیلی دغدغه فرهنگی داشت و کسی هم انتخاب کرد که مثل خودش فرمانده پایگاه بسیج بود و به لحاظ عقیدتی خیلی نزدیک به هم بودند. مسیر و راه مصطفی به همراه سختی همراه بود، اما همسرش تحمل می‌کرد و صبر داشت. به عنوان یک زن واقعا شاهد دوران سختی برای او و بچه هایش بودم. چون وقتی همسر خودم به جبهه می‌رفت، سه بچه داشتم که هر سه کوچک بودند به همین خاطر واقعا سمیه خانم را درک می‌کردم.

فاطمه می‌آید


آماده می‌شوم تا سوالاتم را از پدر شهید بپرسم در حال مرور سوالات هستیم که یک دفعه از اتاق عقبی خانه فاطمه بیرون می‌آید. سیمای او به شدت شبیه پدر هست و به همراه آن چادر و روسری صورتی رنگی که لبنانی هم بسته حسابی هوش و حواسم را سمت خودش جلب می‌کند. صورتش را می‌بوسم و به او می‌گویم: فاطمه خانم به همراه ما صحبت می‌کنی؟ از دوربین و تشکیلات ما فاصله‌ای می‌گیرد و به همراه لبخند می‌گوید نه صحبت نمی‌کنم. فاطمه کنار مادربزرگ آن طرف پذیرایی می‌نشیند و نظاره گر صحبت من به همراه پدربزرگ می‌شود.

 

در حال تکمیل//

از پدر شهید هم در خصوص علت انتخاب طلبگی برای ادامه تحصیل و نوع تربیت مصطفی صدرزاده می‌پرسم می‌خواهم بدانم پیش درآمد شکل گرفتن شخصیتی همچون او چگونه میسر شده هست؟

پدر در ابتدای حرف هایش به روز ۱۶ آذر که در آستانه آن قرار داریم اشاره می‌کند و می‌گوید به همین خاطر به همراهید به همه دانشجویان عزیز مملکت سلام کنیم. تلاش دانشجویان عزیز را در عرصه‌های سیاسی به همراهید یادآور شده و از آن‌ها تشکر کنیم. از تمامی تلاش هایی که در خط و جهت انقلاب اسلامی و ولایت فقیه بوده هست. مصطفی برای تحصیل حوزه را انتخاب کرد یک بحث به ریشه‌های خانوادگی و اعتقادی به همراهز می‌گردد که این‌ها دست به دست هم می‌دهد تا گرایش مصطفی به سمت علوم دینی سوق پیدا کند.

یادی کنیم از هستاد و دوست ایشان شهید بطحایی که سامرا به همراه خانواده به شهادت رسیدند. او نقش موثری در حالت عرفانی مصطفی داشت و مصطفی را برای ادامه تحصیل در نجف تشویق می‌کرد که البته میسر نشد. بعد از آن رشته دانشگاهی در رهستای رشته حوزه به هم گره خورد. مصطفی در دانشگاه آزاد تهران مرکز در رشته ادیان و عرفان مشغول تحصیل شد. در خلال بحث دانشگاه بود که ماجرای سوریه رخ داد. ظلمی که تحت حکومت خودخوانده داعش و به همراه طرح ریزی و برنامه ریزی اسرائیل و عربستان اتفاق افتاد و گروهی تحت عنوان داعش تشکیل شد.

این گروه به همراه هدف خدشه دار کردن چهره اسلام روی کار آمد، در حالی که اسلام دین مهربه همراهنی و محبت هست. اما داعشی‌ها ظلم و شقاوت را در جهان به منصه ظهور گذاشتند. مشخص هست که این‌ها نامسلمان بودند و ظلمی را در تاریخ ثبت کردند که قرن‌ها نسل‌های بعدی از آن مطلع خواهند شد. چون ظلمی صورت گرفت امثال مصطفی و شیعیان علی بن ابی طالب خواهان مبه همراهرزه و سرکوب این ظلم شدند. شرایط در ابتدا به نحوی بود که اگر جمهوری اسلامی می‌خوهست به صورت مستقیم وارد شود بحث‌های دیپلماسی پیش می‌آمد. تحت مستشاری کارهایی صورت می‌گرفت، اما به صورت رسمی نیرو و سربه همراهز اعزام نمی‌کردیم.

توامندی‌های مصطفی در کار فرهنگی خلاصه نمی‌شد


توانمندی‌های مصطفی به جز بحث فرهنگی در بحث آموزش‌های نظامی هم بود؛ که بخشی را به صورت دوره‌ای در بسیج گذرانده بود و بخشی را خارج از بسیج. به طور مثال مصطفی در رشته غواصی تا ۳۰ متر عمق دریا را پروانه رسمی گرفته بود. او شعاری داشت مبنی بر اینکه سربه همراهز امام زمان به همراهید به همراه همه علوم و فنون آشناییت داشته به همراهشد. مصطفی در خودش این را می‌دیدید که می‌تواند در جهاد شرکت کند حتی اگر او را راه ندهند. به همین خاطر ابتدا به همراه گروهی تحت این عنوان که کار نظامی در سوریه نخواهند کرد و فقط برای دادن غذای گرم به آنجا می‌روند اعزام شد. اما از آنجا به بعد مسیرش تغییر کرد و خود را به همراه بچه‌های عراق، سوریه و لبنان وصل می‌کند.

 

در حال تکمیل//

می‌روم افغانی می‌شوم و برمی گردم


طبق گفته‌های خودش آنجهست که به همراه شخصی به اسم ابوحامد آشنا می‌شود. مصطفی آنجا می‌گوید می‌خواهم به همراه بچه‌های فاطمیون به سوریه بروم. آنجا ابوحامد به او کُد می‌دهد که حیف شد اگر افغانی بودی می‌توانستی. از همان جا این فکر در ذهن مصطفی جرقه می‌زند که خب می‌روم افغانی می‌شوم و برمی گردم. خیلی سریع و کمتر از دو ماه لهجه افغانستانی را یاد گرفت. به مشهد می‌رود تغییر چهره می‌دهد و، چون هستعداد خوبی در یادگیری لهجه داشت خیلی سریع و کمتر از دوماه لهجه افغانستانی را یاد گرفت.

اتفاقا لهجه‌ای که یاد می‌گیرد لهجه بچه‌های شیعه افغانستان نیست و همین برایش دردسر می‌شود. آنجا بچه‌های افغانستانی فکر می‌کنند شاید نفوذی به همراهشد و از او روی برمی گردانند. اما از اقبه همراهل مصطفی ابوحامد می‌آید، او را بغل می‌کند و می‌گوید او از خودمان هست.

چرا عمار؟ / بعد از شهادتش فهمیدیم فرمانده گردان عمار هست


پس از این ماجرا به خاطر جنگاوری ها، رشادت‌ها و قوه جاذبه‌ای که داشت؛ البته نه اینکه، چون رفته حالا این‌ها را بگویم آنجا همه را جذب می‌کند و یگان ویژه‌ای را به عنوان به همراهقی الصالحات ایجاد می‌کند. به او می‌گویند تو می‌توانی ۱۵۰ نفر نیرو برداری. می‌گوید من ۵۰ نفر برمی دارم، اما ۵۰ نفر ناب را. خودش آن‌ها را آموزش و بحث گردان عمار را پیشنهاد می‌دهد. نام عمار را برای گردان پیشنهاد می‌دهد به او می‌گویند چرا عمار مصطفی در جواب می‌گوید:، چون این گردان ادامه دهنده راه گردان لشکر ۲۷ رسول الله هست.

 


نام عمار را برای گردان پیشنهاد می‌دهد به او می‌گویند چرا عمار مصطفی در جواب می‌گوید:، چون این گردان ادامه دهنده راه گردان لشکر ۲۷ رسول الله هست.

پدر پس از همه این توضیحات در خصوص اقدامات مصطفی در سوریه می‌گوید: البته ما هیچ اطلاعی از این اتفاقات تا پس از شهادت مصطفی نداشتیم. هر موقع از او سوال می‌کردیم می‌گفت: من یک خادم هستم. روز شهادتش بود که دیدم بنر‌ها به همراهلا رفت و روی آن‌ها نوشته بودند فرمانده گردان عمار که حتی وقتی بچه‌های تیپ فاطمیون پیش ما آمدند گفتند حتی چند هفته قبل از شهادتش او را به عنوان جانشین تیپ معرفی کرده اند، اما به عملیات محرم خوردیم و این اتفاق افتاد.

اگر بخواهیم به کُنه مطلب برویم، به این می‌رسیم که گروهی جنگاور افغانستانی، فرماندهی را بپذیرند که ایرانی هست. چون پس از ارتبه همراهط او به همراه سردار سلیمانی تقریبه همراه همه می‌دانستند که او ایرانی هست. چه قدر جاذبه سیدابراهیم به همراهید به همراهلا به همراهشد که این جماعت را جذب خود کند و در دل آن‌ها جای بگیرد. پس از شهادتش خیلی از آن‌ها پیش ما آمدند و گفتند پس از سیدابراهیم دیگر نمی‌توانستیم ادامه دهیم.

یادی کنیم از شهید ابوعلی شهید مرتضی عطایی که سبک رفتنش مثل مصطفی بود. سوریه یکدیگر را پیدا کرده بودند. شهید عطایی تعریف می‌کرد، دیدم وقتی دارم به همراه مصطفی صحبت می‌کنم او گریه می‌کند. علت را جویا شدم او گفت: آخر تو مرا یاد شهید حسن قاسمی دانا می‌اندازی این شهید هم بچه مشهد بوده فقط ۲۰ روز به همراه مصطفی بود. اما همین ۲۰ روز سال‌های سال برای مصطفی حساب می‌شود. شهدا به پیمان هایشان پای بند بودند.

 

در حال تکمیل// 

 

سید ابراهیم و ابوعلی پیمان می‌بندند که هر کسی زودتر شهید شد دامان امام حسین را بگیرد و شهادت رفیقش را بخواهد. مصطفی روز تاسوعا نهم محرم شهید می‌شود، یازده ماه بعد نهم ذی الحجه مرتضی عطایی شهید می‌شود. مرتضی عطایی اینقدر فرصت پیدا می‌کند که در این یازده ماه از سید ابراهیم نقل قول‌ها و خاطرات را به همراهزگو کند و بعد شهید شود. شهدا خوش قول، خوش برخورد، سخت کوش بودند و قوه جاذبه داشتند.

در یکی از یادواره‌های شهدا هنگامی که بلند شدم تا بخشی از وصیت نامه شهید را بخوانم دیدم پدر شهیدی عمین همان مطلب را در وصیت نامه پدرش خواند. اینکه پیرو ولایت فقیه به همراهشید که بهترین دوست شناس و بهترین دشمن شناس هست. ببینید شهدا چه قدر به همراه هم مشترکند همه ولایی، غیرتمند و محب ائمه اطهار هستند.

به همراه یک گلوله شهید می‌شوم/ حال می‌دهد فردا شهید شوی

به پدر می‌گویم پسرتان به همرزمان خود گفته بود به همراه یک گلوله شهید می‌شود و حتی ساعت شهادتش را هم گفته هست. ماجرای این پیشگویی چیست؟

شب عملیات این‌ها حنابندان می‌کنند یا به عبه همراهرتی وصیت می‌کنند. در فیلمی که همان شب ضبط کرده اند، مصطفی در حالی که انگور می‌خورد وصیت هم می‌کند و یکی از مسئولین آنجا را وصی خودش قرار می‌دهد. به او می‌گوید این وصیت‌ها را ضبط کن. آن بنده خدا اولش فکر می‌کند مصطفی شوخی می‌کند، برای همین چند لحظه‌ای را ضبط می‌کند. اگر این فیلم را دیده به همراهشید می‌بینید که مرتضی عطایی هم به جمعشان اضافه می‌شود. مصطفی می‌گوید: فردا روز تاسوعا هست و در رحمت خدا به همراهز هست حال می‌دهد که فردا شهید بشی.
کسی که از بردن اسمش معذوریم و فایل صوتی او را دارم، اما تعهد اخلاقی داده ام که منتشر نکنم؛ برای من تعریف کرد که بعد از شنیدن حرف‌های مصطفی ناراحت شدم و رفتم نشستم داخل ماشین. دیدم مصطفی هم آمد و پیشم نشست و گفت: می‌خواهم به همراه شما صحبت کنم به او گفتم اگر می‌خواهی راجع به شهادت و این چیز‌ها حرف بزنی برو، چون روحیه بچه‌ها خراب می‌شود.

این فرد تعریف می‌کند که حتی مصطفی را تهدید کرده به اخراج از سوریه کرده بود، اما مصطفی می‌گوید: حرف هایم را بشنو اگر می‌خواهی ضبط نکن. فقط این را بدان من تا قبل از ظهر تاسوعا بین شما نفس می‌کشم و اگر شهید نشدم شما می‌توانی من را تیربه همراهران کنی یا از سوریه اخراج کنی. مصطفی حتی به او می‌گوید من به همراه یک گلوله شهید می‌شوم.

 

 در حال تکمیل//

اینکه آیا مصطفی خوابی دیده بود یا به او الهامی شده بود را نمی‌دانیم؛ اما من معتقدم یک چیزی را شهدا می‌بینند. سجاد عفتی به همراه پنج گلوله‌ای که در سینه اش خورده بود، لحظه جان دادن به محمد حسین حاج نصیری می‌گوید: من را بنشان، حاج نصیری به او می‌گوید: به همراهبه همراه تو تیر خوردی! خلاصه بلندش می‌کند و او دست روی سینه اش می‌گذارد و می‌گوید (اسلام علیک یا عبدالله) شهید عفتی حتما یک چیزی دیده که به امام حسین (ع) سلام می‌کند. آن لحظات آخر هر کدام از شهدا به نحوی متوجه می‌شوند که دفتر زندگی دنیوی شان بسته شده و پروازشان نزدیک هست و تا یار که را خواهد و میلش به که به همراهشد.

 

 
پس از شنیدن این حرف‌ها فلش بکی به صحبت‌های سردار سلیمانی در خصوص شهید صدرزاده می‌زنم. مصطفی صدرزاده جز معدود شهدای مدافع حرم هست که سردار سلیمانی در خصوصش ابراز علاقه می‌کند و می‌گوید عاشق او بودم. به پدر شهید می‌گویم در این خصوص بیشتر توضیح دهد.

سردار سلیمانی از پشت بی سیم صدای مصطفی را می‌شنود و می‌خواهد او را ببیند. از دوستان و هم رزمانش بعد‌ها شنیدم درجلسه‌ای دیدند جوانی به همراه پای لنگان گوشه‌ای ایستاده و به حرف‌ها گوش می‌دهد. سردار آنجا سید ابراهیم را خوهستند تا نظر او را در خصوص موضوع مرح شده بدانند. مصطفی هم به همراه ادب و احترام اینکه همه حاضرین جمع سرداران او هستند، نظر خود را اعلام می‌کند.

او آنجا می‌گوید جنگ سوریه تفاوت دارد. در آن جلسه شرایط خاص سوریه و نقشه‌های آن را توضیح می‌دهد یعنی جرات پیدا می‌کند که در جمع فرماندهان این توضیحات را ارائه می‌دهد. سردار خیلی نسبت به سربه همراهز کوچک خود محبت داشتند. این محبت و تعاریف سردار ناشی از آن هست که نسبت به مصطفی شناخت داشتند و آدم شناس بودند سردار سلیمانی بزرگی آدم‌ها را به سن و سال نمی‌بیند به عملکرد می‌بیند.

BBC خبر شهادت مصطفی را داد/ داعشی‌ها جشن گرفته بودند


مصطفی را پس از شهادتش شناختم. وقتی که خبر شهادتش آمد و بنر‌ها و سیاه‌ها به همراهلا رفت از همه جا مردم جمع شدند، دوربین‌های خبری آمدند و آن تشییع به همراهشکوه انجام شد. شهدای مدافع حرم مظلومانه دفن می‌شدند و کسی متوجه آن‌ها نمی‌شد. جالب اینجهست که بدانید اولین رسانه‌ای که خبر شهادت مصطفی را داد BBC بود. خبر مبنی بر کشته شدن یک فرمانده ایرانی بود. یکی از بستگان به همراه تماسی از خارج از کشور به من گفت: پسرت چه کار کرده که داعشی‌ها جشن گرفته اند.

عده‌ای می‌گویند شهید به همراه شهید چه فرقی می‌کند؟ شهید حججی چرا اینقدر مطرح شد؟ جواب این هست که شهادت شهید حججی را این گونه نشان دادند و ما هم به همراهید یک کار رسانه‌ای می‌کردیم که نشان دهیم ملت چه قدر پشتیبه همراهن هستند. ما به همراهید به دشمن تودهنی می‌زدیم تا بفهمند شهید حججی این نوع شکنجه و شهادت را مایه افتخار می‌دانست. تا دشمن بفهمد شیعیان امیرالمومنین، کسی دارند و در این مملکت پایگاه و پشتیبه همراهن دارند.

 

در حال تکمیل//

 

ملت و جوانان ما همان طور که در این مراسم‌ها به همراه جدیت شرکت می‌کنند، در روزهای همچون ۱۶ آذر نیز شرکت دارند. ما در ۱۶ آذر نیز یاد شهدای دانشجو را گرامی می‌داریم و منعکس می‌کنیم. این حضور به نوعی اسلحه‌ی ما هست، تا کسانی که قصد دارند از بیرون برای ما تصمیم بگیرند بفهمند؛ ما همچنان پای اهدافمان هستیم و همین اهداف هستند که ان شالله تا ظهور آقا مهدی (عج) همچنان ما را نگه می‌دارند.

به همراه توجه به اینکه پدر شهید از ۱۶ آذر حرف به میان می‌آورد، از پدر می‌پرسم پس از شهادت پسر آیا برای حرفرانی به دانشگاه‌ها رفته هست و اینکه آیا خاطره‌ای از دوران دانشجویی شهید صدرزاده خاطرش مانده؟

پدر می‌گوید من خود را حرفران نمی‌دانم و این از برکات شهید هست که ما را به میکروفون کشاند تا برای جوانان برخی مسائل را مطرح کنیم. چند وقت پیش مهمانی از دانشگاه آزاد شهریار داشتم. این بنده خدا می‌گفت: من از شاگردان و بچه‌های پایگاه آقا مصطفی بودم خیلی خوشحال شدم که این پایگاه و دانشجو خروجی داده و چه قدر بچه‌ها خوب و متدین تربیت کرده هست. خاطرم هست زمانی که در بهبهه تحویل پیکر شهید بودم آقایی پیش من آمد و تعریف کرد که ما اول محرم حاجتی داشتیم و خواب دیدم که در خواب می‌گویند نماینده حضرت عبه همراهس (ع) دارد به ایران می‌آید. تحول شگرفی در این شخص ایجاد می‌شود تا حدی که برای رهبری نامه می‌نویسد. گویا در فضای مجازی متوجه آمدن پیکر مصطفی به ایران می‌شود. بعد از صحبت‌های این شخص یادم افتاد مصطفی ظهر تاسوعا شهید شده بود.

روزی از اراک بنده خدایی پیش من آمد و گفت: اجازه می‌دهید اسم پسرش را مصطفی بگذارم؟ گفتم: اختیار دارید. گفت: نه من می‌خواهم به نیت پسر شما اسم پسرم را مصطفی بگذارم. تاثیرگذاری شهید بر روی افراد جامعه بسیار زیاد هست حتی افرادی که شاید از لحاظ پوشش آن‌ها را قبول نداشته به همراهشیم. دختر خانم هایی بودند که پس از شهادت مصطفی چادری شده بودند.

من مصطفی صدرزاده هستم، گاودار و متاهل


مصطفی روز اولی که سر کلاس دانشگاه حاضر می‌شود، هر کسی بلند می‌شده و خود را معرفی می‌کرده. مثلا یکی کارمند بوده یکی دیگر معلم و.. آن زمان مصطفی گاوداری داشت و وقتی بلند می‌شود می‌گوید: من مصطفی صدرزاده هستم گاودار و متاهل. هستاد به او می‌گوید: بعید بدانم شغل تو گاوداری به همراهشد، حتما شغل دیگری داری که نمی خواهی رو کنی! مادر شهید می‌گوید شاید به خاطر چهره خیلی مثبت مصطفی، هستاد فکر کرده بوده یا اطلاعاتی هست یا سپاهی. پدر می‌گوید: مصطفی خیلی خیلی شوخ طبع بود. یک به همراهر در خانه ظرف می‌شست مادرش گفت: چرا ظرف می‌شوری؟ گفته بود خانه شهید ظرف شستن ثواب دارد. بعد‌ها شنیدم که مادر شهید قاسمی دانا می‌گفت: مصطفی می‌آمد آشپزخانه شروع می‌کرد به شستن ظرف‌ها می‌گفت: ثواب دارد.

 


مصطفی روز اولی که سر کلاس دانشگاه حاضر می‌شود، هر کسی بلند می‌شده و خود را معرفی می‌کرده. مثلا یکی کارمند بوده یکی دیگر معلم و.. آن زمان مصطفی گاوداری داشت و وقتی بلند می‌شود می‌گوید: من مصطفی صدرزاده هستم گاودار و متاهل. مصطفی خیلی خیلی شوخ طبع بود.

 

آن موقع‌ها همه این رفتارهای مصطفی را به شوخی می‌دیدیم، چون به قول همسرش اصلا معلوم نبود کی شوخی می‌کند کی جدی هست. اما در عین همه شوخی هایی که داشت خیلی جدی بود. مصطفی در سن ۱۲، ۱۳ سالگی به کلاس‌های تئاتر شهریار رفت، اما دو سه هفته بعد که دوره‌های عملی شروع شد دیگر نرفت. به مادرش گفته بود شرمنده برایم هزینه کردید، اما این هزینه را پس می‌گیرم. او گفته بود: به خاطر اینکه خانم‌ها و آقایان آنجا خیلی چیز‌ها را رعایت نمی‌کنند در حالی که مصطفی هنوز مکلف هم نشده بود. او آن قدر ماهر بود که در سوریه وقتی به او می‌گویند شما ایرانی هستی و به همراهید برگردی به همراه لهجه افغانستانی می‌گوید: نه من ایرانی نیستم. من ایران درس می‌خواندم. گفتید نمی‌شود، آمدم جهاد حالا هم می‌گویید نمی‌شود. خلاصه رهایش می‌کنند از بس این نقش را قشنگ به همراهزی می‌کند.

 

در حال تکمیل//

«ماهواره و فرهنگ کثیف غرب راهی جز دوزخ ندارد از ما گفتن بود» پدر در لحظات آخر مصاحبه تن‌ها به این جمله از وصیت نامه پسر بسنده می‌کند و همه رهنمون‌ها را معطوف آن می‌داند. او می‌گوید دینی که، ولی دارد منتظر هست و امیدوار. ما امیدواریم بهتر از این بشویم.

مجریان و خبرنگاران برخورد مناسبی به همراه فاطمه نداشتند


مصاحبه تمام می‌شود و از پشت میز بلند می‌شویم. از مادر بزرگ سراغ فاطمه را می‌گیرم که اگر دوست دارد پیش ما بیاید برای مصاحبه می‌گوید: رفت بخوابد. وقتی نیم ساعتی برای پذیرایی می‌نشینیم و پدر برایمان چایی تعارف می‌کند دلم طاقت نمی‌آورد و می‌پرسم فاطمه چرا حاضر به مصاحبه نشد؟ پدر بزرگ ابرو در هم می‌کشد و به همراه لحنی نه از روی عصبه همراهنیت بلکه دلگیری می‌گوید: رهستش را بخواهید چند به همراهری که در مراسم‌های بزرگداشت و از این قبیل شرکت کردیم مجریان و خبرنگاران برخورد مناسبی به همراه فاطمه نداشتند.

خیلی تعجب کردم گفتم چرا؟ پدر گفت: مثلا سر یک برنامه مجری کادو را داد دست فاطمه، بعد گفت: اگر پدرت این هدیه را می‌داد چه حسی داشتی؟ یا در موارد دیگر پرسیده بودند پدرت نیست چه حالی داری؟ خلاصه از این تیپ سوالاتی که فقط می‌خواهند به کمک آن برنامه شان را احساسی کنند، اما توجه ندارند که چه بلایی سر احساسات بچه می‌آورند.

بعد از شنیدن این حرف انگار یک پارچ آب یخ روی سرم ریخته به همراهشند، جای آن مجری و خبرنگار جلوی نگاه ناراحت آن مادر و پدر شهید وامانده بودم. حالا فهمیدم فاطمه چرا گفت: مصاحبه نمی‌کند و بعد هم رفت و خوابید. کاش در صنف ما جدای از ارزش‌های خبری که به همراه آن خبر می‌نویسیم و گزارش می‌گیریم ارزش انسانیت نیز افزوده می‌شد.

حواس تان به همراهشد از بیت المال نبه همراهشد


در حال گپ و گفت دربه همراهره فاطمه و محمدعلی پسر کوچک شهید بودیم که پدر خاطره‌ای یادش آمد. می‌گفت: چند وقت پیش یکی از مسئولان خانم پایگاه بسیج به من زنگ زد که برای دیدار شما و حاج خانم می‌آید. پشت تلفن پرسید حاج آقا اگر برای فاطمه کادویی، عروسکی بگیرم اشکالی ندارد گفتم نه. وقتی به منزل ما آمدند برایم تعریف کرد مصطفی را خواب دیده و از او در عالم خواب پرسیده اجازه می‌دهید برای فاطمه خانم کادویی بخریم؟ شهید گفته بود اشکالی ندارد فقط حواس تان به همراهشد از بیت المال نبه همراهشد. پدر می‌گفت: مصطفی حتی آن دنیا هم حواسش به این چیز‌ها هست.

 

در حال تکمیل//

کنار مادر کمی به صحبت می‌نشینم. می‌گوید فاطمه خیلی شبیه پدرش شده چه از لحاظ چهره چه حتی ذائقه غذایی. محمدعلی هم فعلا کوچک هست و نبود پدرش را مثل فاطمه حس و درک نمی‌کند. گوشی اش را می‌آورد و یک دنیا عکس و کلیپ از شهید نشانم می‌دهد. عکس پسر روی صفحه گوشی مادر بود. می‌گفت: دلم به همین عکس‌ها خوش هست.

ساعت در منزل این مادر و پدر شهید انگار متوقف شده بود و اصلا متوجه گذر زمان نبودیم. ساعت انگار در منزل آن‌ها از قبل از ظهر تاسوعای سال ۹۴ متوقف شده بود، همان روز شهادت مصطفی.

admin بدون نظر ادامه مطلب

۱- انتخاب عنوان صفحه ۲- توضیحات متا ۳- هدینگ یا عنوان ها در صفحه ۴- محتوای صفحه ۵- تاثیر آدرس url بر سئوی داخلی ۶- سئوی تصاویر و سایر نکات اساسی و مهم سئو داخلی .

سئو داخلی تمامی فعالیت های می به همراهشد که طراحان سایت به همراه تولید کننده گان محتوا به همراهید تلاش کنند آن را رعایت نمایند به عبه همراهرتی : سئوی داخلی (Onpage SEOO) مجموعه ای از فعالیت های شما در نحوه ارائه محتوا، سئوی کلی سایت و رعایت اصول بهینه سازی می به همراهشد که برای رنکینگ بهتر سایت در نتایج گوگل به همراهید در نظر گرفته شود.سئو خارجی آن دسته از فعالیت های می به همراهشد که شما خارج از فرایند داخلی سایت انجام می دهید از جمله بک لینک سازی و … سئو داخلی و سئوی خارجی مکمل یکدیگر می به همراهشند. به همراه این تفاوت که سئو داخلی منحصرا دست شما می به همراهشد اما سئو خارجی و نتایج آن گاها در اختیار شما نمی به همراهشد.

دراین مقاله به ۱۲ نکته طلایی و اساسی بسیار مهم در سئو داخلی و تولید محتوای سئو که به همراهید رعایت کرد به همراه توضیحات لازم ارایه می کنیم.

۱- انتخاب عنوان مناسب برای صفحات سایت: عنوان هر صفحه مهمترین المان سئوی داخلی می به همراهشد و معمولا شامل کلمه کلیدی هدف گذاری شده در متن هست. انتخاب عنوان مرتبط به همراه موضوع و شامل کلمه کلیدی به همراهعث می شود که در صفحه ی نتایج جستجوی گوگل، صفحه و سایت شما نیز به کاربران پیشنهاد شود.


admin بدون نظر ادامه مطلب

رئیس کمیسیون اقتصادی گفت: اگر امروز یک نظرسنجی بگذاریم و به مردم بگوییم که بین اشتغال جوانانتان و یارانه کدام یک را می‌پذیرید قطعا موضوع اشتغال جوانان گزینه منتخب خانواده‌ها خواهد بود.

محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در گفت‌وگو به همراه خبرنگار مجمع ابوریحان به همراه اشاره به اظهارات اخیر رئیس دفتر رئیس جمهور مبنی بر اینکه درآمد حاصل از حذف یارانه بگیران به طرح تحول سلامت تخصیص خواهد یافت اظهار داشت: قرار نیست ما طرح تحول سلامت را به همراه طرح هدفمندی یارانه‌ها گره بزنیم. در واقع گره زدن آن‌ها به یکدیگر یک خطای راهبردی محسوب می‌شود.

وی مهمترین مسائل کشور را مشکلات موجود در بخش تولید، اشتغال و سرمایه گذاری دانست و افزود: اگر به مردم بگوییم که قبلا طرح تحول سلامت را از بودجه عمومی پرداخت می‌کردیم و امروز می‌خواهیم به همراه قطع یارانه شما آن را اداره کنیم مشکلات عدیده‌ای ایجاد می‌کند. این درحالی هست که اگر به مردم بگوییم یارانه تان را قطع می‌کنیم و به جای آن برای فرزندانتان اشتغالزایی می‌کنیم به راحتی آن را می‌پذیرند.

 

گره زدن هدفمندی یارانه‌ها به طرح تحول سلامت خطای راهبردی هست/ مردم بین یارانه و اشتغال جوانان، شغل را انتخاب می‌کنند 

پورابراهیمی در پایان خاطر نشان کرد: اگر امروز یک نظرسنجی بگذاریم و به مردم بگوییم که بین اشتغال جوانانتان و یارانه کدام یک را می‌پذیرید قطعا موضوع اشتغال جوانان گزینه منتخب خانواده ها خواهد بود، برخی حتی حاضر هستند یارانه تمامی اعضای خانواده شان قطع شود، اما فرزندانشان بر سر کار مشغول شوند.

admin بدون نظر ادامه مطلب